گمشده، که در عنوان این رمان از پاتریک مودیانو به چشم می خورد، در واقع کارآگاهی است که شخصیت اصلی این داستان می باشد. گای رولاند، مبتلا به فراموشی است و از زندگی اش، قبل از شروع کار به عنوان یک بازپرس خصوصی، تقریبا هیچ خاطره ای در ذهن ندارد؛ حتی نام و ملیتش هم بر او پوشیده است. اما حالا، پس از صرف زمانی طولانی در حل و فصل کردن مشکلات دیگران، گای تصمیم می گیرد تا گره های زندگی خود را بگشاید.

خیابان بوتیک های خاموش رمان ششم پاتریک مودیانو رمان نویس فرانسوی است که به خاطر آن جایزه ی Goncourt را در سال۱۹۸۷دریافت کرد. داستان خیابان بوتیک های خاموش در مورد یک کارآگاه خصوصی است که دچار فراموشی شده و هویت خود حتی نام و ملیتش را فراموش کرده است اما بعد از سال ها کمک به دیگران تصمیم می‌گیرد این بار به هویت واقعی خویش بازگردد. لحظاتی که رونالد حافظه‌ی خویش را از دست داده است در دوران حمله‌ی نازی‌ها به فرانسه بوده است.
در دورانی که همه کارهایی انجام می دهند که به نحوی سعی در فراموش کردن آن دارند قهرمان ما به صورت تصادفی حافظه خود را کاملا از دست داده است. نویسنده در داستان خیابان بوتیک های خاموش از عناصر نمادین قدرت‌مندی بهره گرفته. اکنون که قهرمان داستان به دنبال جمع کردن قطعه هاست به موضوعات جالبی برمی خورد که هر یک او را به سمت قطعه‌ای دیگر از این پازل می‌کشاند. اگر چه از یک نظر  هنوز هم هیچ یک از قطعات پازل به هم نمی خورند اما رونالد قانع شده است که به احتمال زیاد در گذشته‌ی فراموش شده‌ی خود یک مهاجر روس بوده است. در حالیکه کارآگاهان دیگر به دنبال جمع آوری شواهد هستند رولاند به دنبال جمع آوری لحظات و خاطره‌هاست.
تقریبا هر کسی که بازجویی می شود داستانی برای گفتن دارد. رولاند از هر طرف تکه‌ای جمع آوری می‌کند و سعی می کند همه‌ی این تکه‌های ناجور را در کنار هم بچیند تا خود گمشده‌ی خویش را باز یابد. در این حال لحظاتی از گذشته را هم به یاد می‌آورد اما هنوز هم مطمئن نیست که این خاطرات قابل اعتمادند یا فقط نتیجه ی برافروخته شدن خیال پردازی‌های اوست. رولاند کاملا آماده است که به سرعت نقشی که دیگران برایش تعریف می‌کنند را بازی کند انگار او چیزی بیشتر از حافظه خود را از دست داده است، رولاند خویشتن خویش را از دست داده است.
در نهایت راوی نتیجه گیری می‌کند، شخصیتی که رولاند به دنبال اوست هرگز پیدا نخواهد شد. هویت او همچون ماسه‌هایی که در مسیر ردپای ما چسبیده‌اند زودگذر و ناپایدار خواهد بود.


به گفته ی بسیاری ، خیابان بوتیک های خاموش، معروف ترین اثر پاتریک مودیانو ست. مودیانو در 1945 به دنیا آمده است اما در آثارش  فرانسه ی تحت اشغال نازی ها، روایت میشود. او تقریبا تمام جایزه های ادبی فرانسه را به خود اختصاص داده است از جمله جایزه ادبی گنکور برای خیابان بوتیک های خاموش.پیش تر ها در معرفی " و شام بود و صبح بود " هاینریش بل نوشتم: اگر آثار یک نویسنده را پیگیری کنید به ویژگی مشترکی در همه ی آنها خواهید رسید.این ویژگی مشترک در آثار مودیانو جست و جوی هویت است.قهرمانان( و یا ضد قهرمانان) آثار مودیانو در پی یافتن هویت خود هستند. و این امر در مورد قهرمان خیابان بوتیک های خاموش هم صادق است. در این کتاب مردی که حتا به درستی نام واقعی خویش را نمی داند و دچار فقدان حافظه شده است به جست و جوی هویت خویش می پردازد. او به تدریج سرنخ هایی درباره ی گذشته فراموش شده ی خود به دست می آورد و تلاش میکند تا آنچه در گذشته رخ داده را در ذهن خود  بیابد. و البته پاریس، خیابان ها ، محله ها و کافه  هایش در  آثار مودیانو نقش بسزایی را ایفا میکنند.



شکل روایی مودیانو در این کتاب ، خاص خودش است.نوعی از روایت که شما در هیچ کتاب دیگری نخواهید یافت. در این رمان چهل و هفت فصلی گاه خواننده با فصل هایی روبرو میشود که تنها دربرگیرنده ی یک خط هستند.خطی که بازگوکننده ی یک آدرس در پاریس است.در طول داستان ، مردی که به دنبال هویت فراموش شده ی خود، میگردد، با افراد بسیاری ملاقات میکند و با به دست آوردن عکس، نام یک فرد، کتاب ... از سوی هر یک از این افراد به بازیابی هویت خویش میپردازد.او به تدریج به نام واقعی خود پی میبرد و کم کم خاطراتی از گذشته در ذهنش زنده میشود.خاطراتی که شما به عنوان خواننده مشتاق دانستن شان میشوید. و در نقطه ی اوج داستان با تعریف بخشی از این خاطرات شما را گیج و گنگ و انگشت به دهان باقی میگذارد.


از پشت جلد :


پاتریک مودیانو یکی از بهترین و خلاق ترین نویسندگان زنده ی فرانسه است که بی شک تاثیر بسزایی بر نویسندگان جوان گذاشته است. (جی ام جی لوکلزیو، برنده ی نوبل ادبی 2008)


داستانی از جست و جوی حقیقت و گذشته ی کارآگاهی حافظه باخته که همانند همه ی شخصیت های ضد قهرمان داستان های مودیانو، سهمی از گذشته دارد که به بویی از امروز آغشته است.



اصغر نوری در مقاله ای می نویسد: نثر مودیانو، مهم ترین قوت کار نویسندگی اوست.او به کمک این نثر، مخاطب را از همان صفحه ی اول با پرسه زدن های شخصیت داستان همراه می کند.مخاطب بنا به عادت ، انتظار دارد در پیچ یکی از این خیابان ها که راوی بی وقفه ازشان میگذرد یا توی یکی از این کافه ها و رستوران هایی که او درشان توقف میکند، اتفاقی بیفتد یا حادثه ای از گذشته بازگو شود؛ اما این انتظار تا صفحه ی آخر کتاب برآورده نمی شود.تمام پرسه زدن های راوی ، تمام مکان هایی که با جزئیات توصیف می شوند، فقط طعمی از گذشته را بر زبان مان می آورند، طعمی از گذشته که به بویی از امروز آغشته است.در صفحه ی آخر تمام رمان های مودیانو متوجه می شویم که تمام رمان همان پرسه زدن ها بوده است؛ مهم رفتن بوده نه رسیدن به چیزی.مودیانو جزو معدود نویسندگان دنیاست که بلد است با داستان هایی از این دست، مخاطب ش را تا آخر کتاب با خود بکشاند و طعم لذتی را به او بچشاند که کم تر جایی می تواند آن را تجربه کند: لذت خواندن.