کتاب نان سال های جوانی


والتر فندریش، شخصیت اصلی این رمان عاشقانه، در آلمان پس از جنگ و در دوره ی موسوم به «معجزه ی اقتصادی» زندگی پرتغییر و تحولی را پشت سر گذاشته است. او بعد از جنگ، کارآموزی در شغل های مختلفی را تجربه کرده است: کارآموزی در تصدی گری بانک، نجاری، فروشندگی و برق کاری. والتر در نهایت شغلی پرسود و منفعت پیدا می کند و به عنوان تعمیرکننده ی ماشین های لباسشویی مشغول به کار می شود، اما همچنان از زندگی خود ناراضی باقی می ماند.


 اما یک روز، این نارضایتی با درخواستی از سوی پدرش برطرف می شود؛ پدر از او می خواهد که در یک ایستگاه قطار، به دنبال دختر یکی از همکارانش برود. ملاقات با هدویگ بیست ساله به نقطه ی عطفی در زندگی والتر تبدیل می شود. او مصمم است که علاقه ی این دختر جوان را جلب کند و عزمی را از خود نشان می دهد که یادآور دوران کودکی اوست؛ زمانی که در شرایط سخت اقتصادی خود، ولع سیری ناپذیر و وسواس گونه ای در طلب نان داشت. 


اوضاع و احوال دشوار محیط پیرامون، والتر را به یک دزد تبدیل کرده بود تا اینکه سرانجام، تنها چیزی که برای او اهمیت داشت، پول بود. در نهایت، فقط قدرت عشق به هدویگ است که ارزش های اخلاقی فراموش شده را دوباره به یاد والتر می آورد.


  کتاب در مورد پسری فقیر است که روزی به شهر بزرگی آمده تا حرفه ای یاد بگیرد او همیشه فقیر و گرسنه بوده و سال ها بعد وقتی تعمیرکار ماهری می شود هنوز مهم ترین دغدغه ذهنیش نان است . قرار است او با دختر رئیسش ازدواج کند تا اینکه یک روز به ایستگاه قطار می رود تا دختر تازه واردی به نام هدویگ را راهنمایی کند و ......... او متوجه می شود در زندگیش چیزهای بسیار مهم تری از نان نیز وجود دارند


  سبک نوشتنش عالیه یعنی هنر نویسندگیش همون هنر نویسندگی هست که توی عقاید یک دلقک هم دیده بودیم اما من از کتابش متنفر شدم واقعا بدم اومد چون موضوعش حالم را بهم می زد و اونقدر قسمت مورد نقدش مخالف عقاید من بود که به هیچ کدوم از نقاط قوتش نمی تونم توجه کنم هر چند خیلی چیزهای دیگه رو هم می خواد بگه . 


هاینریش بل کسی بود برای من که بزرگ ترین و زیباترین مفهوم عشق را توی وجود یک دلقک نشون داده بود اما اینجا تنها چیزی که می دیدم خودخواهی بود و عشق های ظاهری ..... قهرمان داستان ما چند سال با دختری دوست بود هیچ نشونه ای از چگونگی دوستی چند ساله انها در کتاب نیست اما می دونیم اظهار علاقه قهرمان داستان تا حدی بوده که قرار ازدواج گذاشته و بعد یک دفعه در یک دقیقه فقط با دیدن صورت یک دختر توی ایستگاه قطار همه چی زیر و رو می شه و یادش می افته چه کار اشتباهی کرده ... 


شاید اگه نویسنده کس دیگه ای بود این قدر خصمانه به کتاب نگاه نمی کردم اما نمی تونم از کسی عاشقانه ترین قصه دنیا رو نوشته قبول کنم که بذاره یک مرد فقط با یک نگاه تمام تعهداتش را زیر پا بگذاره و عشقش را فقط با یک نگاه پیدا کنه نه چیز دیگه . 


به نظر من تو زندگی مهم ترین چیز وجدان و حس مسئولیته حتی خیلی برتر از عشق و بدترین و تنفرامیزترین جای داستان قسمتی بود که پسر فکر می کرد در حق لورا نامردی می کنم اما نمی کشمش که باهاش کنار می یاد فراموش می کنه .... این که این قدر بی مسولیت باشیم در قبال رفتارمون و فکر کنیم اونها هم مثل ما ظاهری بودن ........ 


در همین زمان با خودش بگه اولا مثل کسیه که اشتراک روزنامه ای را داره که مطالبش را هر روز می خونه اما اصلا به این توجه نمی کنه که یک اگهی داره که به دلایل غیر مترقبه ممکنه روزنامه به دستتون نرسه یعنی واقعا وقتی با کسی قرار ازدواج می ذارید همچین اگهی هم دنبالش هست ؟!!!!!!!!!!!! فکر کنم توی هر رابطه ای باید توی کلماتمون دقیق باشیم و خودمون را معتقد به کاری که بهش پایبند نیستیم نشون ندیم ..... یک چیز جالب این بود که از جمله معیارهای زیبایی دست های بزرگ یک خانم بود :دی


 آلمان چند سال پیش یک مجموعه ای از میراث این هنرمند را گردآوری کرد که جالبه بدونید در بین اونها 70هزار نامه هم بوده

رمان «نان سال‌های جوانی» نوشته‌ی «هاینریش بل» نویسنده‌ی صاحب‌نام آلمانی را «محمد اسماعیل‌زاده» به فارسی برگردانده است. این رمان سرگذشت مرد جوانی به نام فندریش و تاثیری که قحطی و گرسنگی پس از سال‌های جنگ جهانی دوم روی او گذاشته به تصویر می‌کشد. او با دختری آشنا می‌شود و جریانی عاشقانه با تصویر قحطی و گرسنگی در سال‌های پس از جنگ در این رمان درهم می‌آمیزد. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «... گرسنگی قیمت‌ها را به من یاد داد، فکر نان تازه مرا کاملا از خود بی‌خود می‌کرد، من غروب‌ها ساعت‌های متمادی بی‌هدف در شهر پرسه می‌زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردم به جز نان.


چشم‌هایم می‌سوخت، زانوهایم از ضعف خم می‌شد و حس می‌کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان.» هاینریش بل (۱۹۸۵-۱۹۱۷) نویسنده‌‌ی آلمانی است که موفق به کسب نوبل شده است. مضمون بیشتر نوشته‌های او جنگ و پیامدهای آن بر زندگی و اوضاع انسان‌هاست. آثار او عبارتند از: «سیمای زنی در میان جمع»، «آبروی ازدست‌رفته کاترینا بلوم»، «شبکه امنیتی» و «بیلیارد در ساعت نه و نیم»، «قطار به موقع رسید»، «گوسفندان سیاه»،


 «آدم، کجا بودی؟»، «و حتی یک کلمه هم نگفت»، «خانه‌ای بی‌سرپرست»، «نان سال‌های جوانی»، «یادداشت‌های روزانه ایرلند»، «عقاید یک دلقک»، «جدایی از گروه»، «پایان ماموریت»، «زنان در چشم‌انداز رودخانه»، «میراث»، «فرشته سکوت کرد»، و «اتفاق». کتاب حاضر را نشر «چشمه» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.


خرید کتاب نان سال های جوانی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن فرهمند

کتاب نقاشی


راوی این کتاب که با نام اچ شناخته می شود، نقاش بسیار موفق و پرآوازه ی پرتره است. او از ثروتمندان، پول خوبی دریافت می کند و زندگی پررفاه و آسوده ای برای خود فراهم کرده است. کسانی از کارهای او تعریف و تمجید می کنند که مطلقا از هنر هیچ چیز نمی دانند و این موضوع، برایشان هیچ اهمیتی هم ندارد. اچ، خود را یک پرتره نگار تلقی می کند و نه هنرمندی جدی و جریان ساز، اما رنج و سرخوردگی اش از جایی آغاز می شود که او در عین حال، استعداد و توانایی انجام «کارهای بسیار بزرگتری» را در خود احساس می کند.


 اما او، کوچک ترین ایده ای درباره ی معنای «کارهای بسیار بزرگتر» و چگونگی رسیدن به آن ها ندارد. زندگی اچ در بسیاری از جهات، همانند کارش خالی از هنر و هدف است. او رابطه ی عاشقانه ی بسیار سرد و نامطلوبی دارد و حلقه ی کوچک دوستان نه چندان صمیمی اش نیز، نقشی در زندگی روزمره اش ایفا نمی کنند. اچ، خود را در نقطه ی عطف زندگی خود می بیند و احساس می کند که باید با نابود کردن همه چیز، شروعی دوباره را تجربه کند؛ بنابراین به نوشتن رمان روی می آورد تا بتواند چیزی در وجودش را آزاد سازد و ارتباطی مجدد با روح هنرمندانه ی خود برقرار کند.


کتاب های زیادی از ساراماگو خوندم . همیشه دلم می خواست این کتاب را هم بخونم جذابیت اصلی در حقیقت اسمش بود برام . من عاشق نقاشی هستم در حقیقت یک زمانی تابلو هم زیاد کشیدم از اون طرف ساراماگو هم باب طبعم هست پس فکر می کردم این کتاب باید برام جالب باشه تا این بار در دسترسم بود .


خوب نمی دونم موضوعش را چطور شرح بدن نقاشی که پرتره افراد پولدار را می کشه و از این راه پول در می یاره و زمانی تصمیم می گیره هنرمندتر باشه جور دیگه ای بکشه تصمیم می گیره بنویسه تمرین نویسندگی بکنه و دائم در حال مرور تفاوت و شباهت نقاشی و نویسندگی و زندگی هست . روزمرگی هاش ف مسافرت هاش ، احساساتش ، دوستاش ....


کتاب متوسطی بود و در حقیقت چندان دوسش نداشتم راستش جملات و بیان برام زیبا بود به خصوص اواخر کتاب خیلی خوب و همراه باهاش پیش می رفتم سریع پیش می ره خوش خوان هست گیرا و قوی نوشته شده اما راستش من اصلا موضوع را درک نمی کردم ارتباط اتفاقات و احساسات را به هم . یک سری صفحات زیبا بود برام که توی ذهنم ربطش را متوجه نمی شدم و ایده اصلی برام خیلی دور از دسترس بود یعنی در کل درکش نکردم فقط از روانی متن لذت بردم .

هیچ کس دوست ندارد به هراس های خود اعتراف کند .


واقعیت این است که نگریستن به چشمان کسی که زمانی او را دوست داشته ایم ، و بر زبان آوردن این عبارت که : ( دیگر تو را نمی خواهم ) ، بسیار دشوار است .

- با تو بودن را دوست دارم . 

گمان نمی کنم عبارت بهتری برای بیان چنین احساسی به دیگران وجود داشته باشد .

کتاب نقاشی – ژوزه ساراماگو – نشر هنرکده

همچون سایر آثار ژوزه ساراماگو، نقاشی نیز ماجرایی کوبنده، صریح، و تاثیر گذار است. کار، احساسات و عواطف، و رویدادهای سیاسی، اگر نه به یک اندازه، دست کم با تفاوت های اندک، متن این ماجرا را تشکیل داده اند.

کتاب نقاشی بی تردید نظر خوانندگان فهیم و مشتاق آثار متفاوت را جلب خواهد کرد و تاثیری ماندنی در ذهن و خاطره آنها خواهد گذاشت.


خرید کتاب نقاشی 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن فرهمند

کتاب عشق

خانم تونی موریسون، استاد برجسته علوم انسانی در دانشگاه پرینستون امریکاست. نام اصلی او « مکوئه آنتونی وفورد» است. او در 18 فوریه 1931 در لوراین (ایالت اهایو) متولد شد. موریسون دومین فرزند از چهار فرزند خانواده ای سیاه پوست بود و از طبقه کارگر؛ خانواده ای مهاجر که برای فرار از مشکلات تبعیض نژادی جنوب امریکا، به شمال رفتند.


او به ادبیات علاقه بسیاری داشت؛ از جین آستن تا تولستوی. پدر موریسون، جورج وفورد، جوشکاری بود که علاقه زیادی به نقل داستان های عامیانه درباره سیاه پوستان و انتقال آن به نسل بعدی داشت.


تونی موریسون در سال 1949 وارد دانشگاه هووارد در واشنگتن دی.سی شد. در همین زمان بود که او نامش را از کلوئه به تونی تغییر داد. او در توضیح علت تغییر نامش می گوید:«تلفظ کلوئه بسیار سخت است». موریسون پس از انتشار اولین رمانش و موفقیت آن، در یکی از سخنرانی هایش گفت: «من در اصل کلوئه آنتونی وفورد هستم. وقتی اولین رمانم چاپ شد، بسیار تأسف خوردم که چرا خودم را تونی موریسون نامیدم.»


 موریسون تحصیلاتش را در دانشگاه کرونل نیویورک ادامه داد. او تز کارشناسی ارشدش را در مورد «ویلیام فاکنر» ارائه کرد. طی سالهای 1955تا 1957، موریسون استاد زبان دانشگاه تگزاس جنوبی در هوستون بود و در گروه زبان دانشگاه هووارد نیز انگلیسی تدریس می کرد.

 

موریسون در انجمن هنرهای ملی و آکادمی و مؤسسه هنر و ادبیات امریکا عضویت دارد. او سعی می کند با استفاده از نفوذش از هنرمندان دفاع و نویسندگان سیاه پوست را به انتشار آثارشان تشویق کند. موریسون در سال 1984 رتبه آلبرت شروتز دانشگاه نیویورک و در سال 1898 در رشته علوم انسانی، رتبه پروفسوری روبرت گوهین را دریافت کرد.

 خودش درباره انتخاب نام «عشق» برای کتاب می گوید:« در انتخاب نام کتاب، دشوارى هاى زیادى داشتم. عشق واژه خطرناکى است، زیاد از آن استفاده شده و تقریباً کهنه است. اما وقتى این اسم را از زبان ناشرم شنیدم، هیجان زده شدم.» 


موریسون با ماهیت عشق برخوردی شجاعانه داشته است. او نقش انکار ناپذیر شهوت، تسلط مقتدرانه عشق بر انسان و بیم و هراسی که عشق با خود دارد را آنچنان ملموس به رشته تحریر در آورده است که به هراسمان می اندازد و همه اینها در کنار شخصیت هایی قرار گرفته است که به زیبایی پرداخته و غنی شده اند. وجود فضاهای قابل توجه و ادراک عمیق او از موقعیت ها، روابط انسان ها و حالات درونی شان، نگاهی بسیار تازه به عشق، این مفهوم بسیار بسیار قدیمی بخشیده است. 


«عشق» در میان تمام این ماجراها همچنان جزو دغدغه هاى همیشگى موریسون است. روابط میان جامعه با فردى که متفاوت از جمع به نظر مى رسد و تلاش و تقلاى سیاهان امریکا براى دستیابى به حقوق مدنى خود.در رمان «عشق» همه چیز حول محور بیل کازی می چرخد. او که سال ها از مرگش می گذرد، اما هنوز هم اگر کینه ای هست، عشقی، یادی و یادگاری همه از آن اوست. کازی رویای مردی را در ذهن مخاطب باقی می گذارد که انگار زندگی همه و همه زندگی، بر محور اوست که می گردد. لااقل آدم های جهانی که موریسون خلق کرده است انگار وجودشان با بیل کازی است که معنا می یابد و بدون او هیچ هویت مستقلی ندارند.

 

بیل کازی صاحب مهم ترین هتل شهر و ثروتمند ترین مرد آن حوالی است. البته داستان  از جایی آغاز می شود، که سال هاست کازی مرده است ،حدود بیست سال، و تمام این سال ها خاطره اش هنوز همه جا سنگینی می کند: در شهر، در خرابه های هتلی که سال هاست از شکوه و رونق افتاده است ، در میان زنان و کشمکش ها بر سر ارثیه اش.زمان روایت داستان، اواخر قرن بیستم است، دختر جوانی برای کار به آن خانه می آید.


 آن خانه، جایی است که زن های کازی ،همسر و نوه اش، با هم زندگی می کنند. دو زنی که در کودکی شان، پیش از آن که هید همسر کازی شود، همبازی و دوستان خوبی بوده اند.بیل کازی مرد بسیار ثروتمند و دست و دل بازی است که هتل مشهوری را اداره می کند . در زمان شروع داستان ، سال ها از مرگ او می گذرد اما همچنان سایه او بر تقدیر زنانی که در زندگی او حضور داشته اند سنگینی می کند .


 عروسش می ، نوه اش کریستین ، همسر دومش هید که در هنگام ازدواج دختری 11 ساله و هم بازی نوه او می باشد ، ال آشپز رستوران ، ویدا خدمتکار رستوران و جونیور دختر جوانی که در نقطه شروع داستان برای کمک به هید به استخدام او در امده است . هر یک از این زنان به دنبال بیل هستند و تمایلی به او در قالب پدر ، همسر ، عاشق ، محافظ و یا دوست دارند . بیل با این که مرکز توجه این زنان است خود مشغولیات دیگری مانند ماهیگیری و زنی افسونگر به نام سلستیل را دارد . 


به صورت کلی همانند نامش ، موضوع کتاب نیز در باره عشق است عشق های آزاد ، شهوت ، خشم و ترس و دلهره همراه با عشق . کتاب قشنگیه . روان و گرم و روندش  شیوه آشکار شدن حقایقش هم زیباست . فقط یک مقادیری آخرش گیج کننده است اگه کسی رمان را خونده خوشحال می شم برداشتش را در مورد پایان داستان بگه .

خانم موریسون در سال 1993 برنده جایزه نوبل ادبیات شد و موقع گرفتن جایزه گفت : این جایزه خیلی چیزها را تغییر می دهد . خانم موریسون استاد دانشگاه هستند .


 قسمت های زیبایی از داستان


نفرت چه کارها که نمی کند !همه چیز جز خود را می سوزاند ، و مصیبت آدم هر چه می خواهد باشد ، چهره اش دقیقا مثل چهره دشمنش می شود .

 

شناختن آدما خیلی سخته . تنها چیزی که می شه در موردش حرف زد رفتار آدماست . نفرت هم مثل دوستی به چیزهایی جز نزدیکی فیزیکی احتیاج دارد . نفرت برای تثبیت خویش خلاقیت و کار سخت می خواهد . هیچ وقت فکر نکن که تنهایی . هیچ وقت . بدون بعضی وقتا رفتن از موندن دل و جرات بیشتری می خواد . 


خرید کتاب عشق 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن فرهمند

کتاب خانواده موسکات


کتاب خانواده‌ی موسکات، اثر ایزاک باشویس سینگر، برای اولین بار بین سال‌های 1945 و 1948 در روزنامه‌ی ییدیش‌زبان فوروِرتس انتشار یافت و در سال 1950 در قالب کتابی دو جلدی عرضه شد. ترجمه‌ی کتاب به زبان انگلیسی نیز در یک جلد و در همین سال به چاپ رسید. داستان این رمان فوق‌العاده، به زندگی تباه شده‌ی یهودی‌های اروپای شرقی در اوایل قرن بیستم میلادی می‌پردازد. 


قبل از این دوران، تمام اقشار این جامعه‌ی پیچیده را شخصیت‌هایی قدرتمند و مستقل تشکیل می‌داد و زندگی و شادابی میان آن‌ها جریان داشت. کارهای شخصیت‌هایی با نام‌های مشولام موسکات و آسا هشل بنت، هسته‌ی مرکزی رمان را شکل می‌دهند، اما تمرکز اصلی داستان بر روی تمدنی است که در اتاق‌های گاز جنگ جهانی دوم برای همیشه نابود شد.


و باز ایزاک باشویس سینگر...عالیجنابی که جهان روایی اش همیشه حیرت آور است...«خانواده موسکات» یکی از شاهکارهای این لهستانی یهودی ست...مردی که در این متن هشت صد و اندی صفحه ای روایت گسترده ای می کند از یک خانواده ی ثروتمند یهودی در سال های قبل جنگ جهانی اول در ورشو تا آغاز جنگ دوم و حمله آلمان به لهستان....رمان مانند بسیاری از کارهای دیگر او در بافت اجتماعی یهودیان سنتی و مدرن شرق اروپا می گذرد...


رمان درباره ی یک مرد ثروتمند یهودی ست که برای سومین بار زن گرفته.اویی که در ورشو روزگار می گذراند و چون دیکتاتوری پسران و دختران اش را زیر قدرت خود دارد...و خانواده ی پر جمعیت اش...ورود یک عاشق خواندن و تحصیل از روستایی دورافتاده به این خانواده، جوانی که نسخه ای از اخلاق اسپینوزا، فیلسوف محبوب سینگر، با اوست جریان های دیگری می سازد...رءالیسم رمان پر جان و مملو از برخوردهای فرهنگی ست میان آدم ها..


.از یهویان فرودست تا خاخام های رادیکال...از یهودیان مدرن که رمان می خوانند و به کنیسه نمی روند تا دخترانی که پدران شان برای ازدواج آن ها تصمیم می گیرند...جنگ، سقوط ارزش ها، مرگ و امید...رمانی چونان بودنبورک های توماس مان شاید...سینگر عمری طولانی داشت و در اوایل دهه ی نود در هشتاد و هفت ساله گی در آمریکا از دنیا رفت.او جایزه ی نوبل سال هفتاد و هشت را هم برد..


.انتشار این رمان بزرگ و خواندن اش هیجان زده ام کرده، چه درباره اش بسیار خوانده و شنیده بودم...سینگری که به شکل جدی با ترجمه ی مژده دقیقی و داستان های کوتاه اش به ما معرفی شد...او تمام آثارش را به ییدیش می نوشت و بر ترجمه ی انگلیسی نظارت می کرد...جهان او مملو از تناقض ها و نشانه های یک اقلیت مهم تاریخی ست...رمان را فریبا ارجمند به فارسی برگردانده و مشخص است چه قدر زحمت کشیده.


مخصوصن در ضبط اسامی نه چندان مانوس یهودی...«خانواده موسکات» یکی از اتفاق های مهم ادبیات قرن بیستم است...اتفاقی که همه را دعوت می کنم به خواندن اش...رمانی بزرگ که راوی زوال یک خاندان است شاید...


به گزارش لیزنا بر اساس اعلام روابط عمومی انتشارات روزنه، خانواده موسکات، به قلم آیزاک باشویس سینگر، برنده نوبل ادبی سال ۱۹۷۸، اولین بار به صورت پاورقی و به زبان ییدیش در فاصله ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ و به صورت کتاب به زبان های ییدیش و انگلیسی در سال ۱۹۵۰ منتشرشد. ترجمه حاضر از متن انگلیسی انجام شده است.


این کتاب روایت زندگی تعداد زیادی کاراکتر است و بازه زمانی تقریبا سی ساله ای را، از ۱۹۱۱ تا شروع حمله آلمان به لهستان در جنگ جهانی دوم در برمی گیرد. در این تصویر پانورامیک، سینگر به یهودیان حسیدی و ارتدکس، برآمدن سکولاریسم، فروپاشی سنتهای قرن نوزدهم، و ... می پردازد.


سینگر در این رمان ضمن روایت سرگذشت کاراکترهای خود روش زندگی و سنت های یهودیان ورشو پیش از جنگ جهانی دوم را روایت کرده است، روایتی که نخواسته موضوع خود را بستاید یا درباره اش گزافه گویی کند. بنابراین سینگر همکیشان و هموطنان خود را با تمام سایه-روشنهای اخلاقی ایشان تصویر کرده است.


خرید کتاب خانواده موسکات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محسن فرهمند

کتاب خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت

شرمن الکسی، نویسنده ی موفق و پرطرفدار ادبیات امریکا، داستان کاریکاتوریستی آینده دار به اسم جونیور را روایت می کند که در قبیله ی سرخ پوست اسپوکان بزرگ می شود. جونیور که تصمیم گرفته است آینده اش را با دستان خودش بسازد، مدرسه ی پر از مشکل خود را رها کرده تا در مدرسه ی سفید پوستان در شهری کشاورز نشین تحصیل کند؛ جایی که تنها سرخ پوست دیگر آن، تشویق کننده ی تیم های ورزشی مدرسه است. 


کتاب خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت، تأثیرگذار، سرگرم کننده، خوش ساخت و بر اساس تجارب واقعی نویسنده ی اثر است و داستان معاصر بلوغ یک پسر بومی آمریکایی را روایت می کند؛ پسری که در تلاش است تا سرنوشتی که برایش مقرر شده را به شکلی بهتر تغییر دهد. مترجم فارسی کتاب در جایی درباره ی سبک نویسندگی شرمن الکسی گفته است که او سبک خود را دارد که سنخیتی با سبک های شناخته شده ندارد. سبک یک مسأله ی شخصی است، بعد تبدیل به یک آموزه می شود که در آثار الکسی این آموزه به وضوح قابل مشاهده است.


جونیور، کاریکاتوریست نوجوان در اقامتگاه سرخپوستان زندگی می کند. او با گرفتاری های جورواجور جسمی به دنیا آمده. اطرافیانش جز دوست یک دل و یک رنگ او مرتب آزارش می دهند. جونیور به قصد آموزش بهتر اقامتگاه را ترک می کند و به مدرسه ای تمام سفیدپوست در شهرک مجاور می رود. قوم و قبیله اش به او که نخواسته هم رنگ جماعت باشد لقب خائن می دهند و دردسری تازه شروع می شود.


نویسنده‌ی وبلاگ هبوط درباره‌ی «خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت» می‌گوید: از آن کتاب هاست که باید بگیری به دست و اجازه بدهی خودش تو را ببرد تا آخرین خط، نقطه.

در سطر سطرش زندگی را می‌شود نفس کشید و مزه مزه کرد و مگر زندگی چیست جز همین غم‌ها و شادی‌ها، سختی‌ها و گرفتاری‌ها، عشق‌ها و ناکامی‌ها، اشک‌ها و لبخند‌ها، شکست‌ها و گاهی هم  پیروزی‌ها، مبارزه و مبارزه و مبارزه…


جونیور پسرکِ سرخپوست جسوری است که با وجود مشکلات جسمانی تصمیم می‌گیرد برای ادامه تحصیل از اردوگاه سرخ پوستی بزند بیرون و ۳۵ کیلومتر دور‌تر  با سفید پوست‌ها همکلاس شود.

تیر و طایفه سرخوپوستی‌اش حتی بهترین دوستش او را یک خائن می‌دادند و سفید پوست‌ها هم اعتنایی به او نمی‌کنند ولی چونیور مرد مبارزه است و به این راحتی‌ها صحنه را خالی نمی‌کند!

جونیور از متفاوت هایِ بی‌کله است شاید، از آن‌ها که دنیا و ما فی‌هایش را به مبارزه می‌طلبند، از آن‌ها که به کم‌ها و کوچک‌ها قانع نمی‌شوند می‌زنند به دلِ روزگار غدار هر چه بادا باد.


خرید کتاب خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محسن فرهمند